عادت کردیم که فحش بشنویم. مردم با فرهنگ و عزیز ما عادت کردند به هم فحش های رنگارنگ بدهند و گوش ما هم به شنیدن آنها عادت کرد. آنقدر وقیح شدیم که در خیابان و تاکسی و نانوایی و بقالی فحش می دهیم و فحش می شنویم. اوایل خجالت می کشیدیم و سرخ می شدیم اما حالا عادت کردیم.
از برکات درس معارف اسلامی و معلم های دینی عزیزمان که ما را از جهنم می ترساندند و هر شب از ترس کارهای بدمان خواب آتش و سوختن می دیدیم، شدیم یک ایرانی با فرهنگ و محترم که فحش های آبدار می دهد. آنقدر بی شرم شدیم که تراوشات زیبای ذهنیمان به اینترنت هم سرازیر شد و این فضای آزاد را با کلام خود مزین کردیم. واقعا شما فکر می کنید ما ایرانی ها باید به فرهنگ خودمان ببالیم؟ کدام فرهنگ؟ من که چیزی نمی بینم.