باز هم مهر از راه رسید. اول مهر برای من خاطره ی یک معلم سخت گیره که وقتی می گفت دستا روی میز، ما جم نمی خوردیم و نفسمون در نمی اومد. الان که فکر می کنم، به نظرم یه جورایی حق هم داشت. چهل تا بچه شیطون رو چطور می شه کنترل کرد؟ چهل تا بچه ای که هر کدومشون آمادگی هرگونه خراب کاری رو دارند! یادم میاد یه روز همین معلم کلاس اولم به خاطر اینکه به بغل دستیم که املاشو 14 شده بود گفتم گریه نکن، نمره ی 20 منو تغییر داد به -0- ! هنوز یادمه که چه فریادی سرم کشید که چرا حرف می زنی! این روزا مگه می شه به عزیز دردونه های مردم گفت بالای چشمتون ابرو؟ همه چیز خیلی فرق کرده. هممون خیلی فرق کردیم.
عادت کردیم که فحش بشنویم. مردم با فرهنگ و عزیز ما عادت کردند به هم فحش های رنگارنگ بدهند و گوش ما هم به شنیدن آنها عادت کرد. آنقدر وقیح شدیم که در خیابان و تاکسی و نانوایی و بقالی فحش می دهیم و فحش می شنویم. اوایل خجالت می کشیدیم و سرخ می شدیم اما حالا عادت کردیم.
از برکات درس معارف اسلامی و معلم های دینی عزیزمان که ما را از جهنم می ترساندند و هر شب از ترس کارهای بدمان خواب آتش و سوختن می دیدیم، شدیم یک ایرانی با فرهنگ و محترم که فحش های آبدار می دهد. آنقدر بی شرم شدیم که تراوشات زیبای ذهنیمان به اینترنت هم سرازیر شد و این فضای آزاد را با کلام خود مزین کردیم. واقعا شما فکر می کنید ما ایرانی ها باید به فرهنگ خودمان ببالیم؟ کدام فرهنگ؟ من که چیزی نمی بینم.
Gold in them hills
I know it doesn't seem that way
But maybe it's the perfect day
Even though the bills are piling
And maybe Lady Luck ain't smiling
But if we'd only open our eyes
We'd see the blessings in disguise
That all the rain clouds are fountains
Though our troubles seem like mountains
There's gold in them hills
There's gold in them hills
So don't lose heart
Give the day a chance to start
Every now and then life says
Where do you think you're going so fast
We're apt to think it cruel but sometimes
It's a case of cruel to be kind
And if we'd get up off our knees
Why then we'd see the forest for the trees
And we'd see the new sun rising
Over the hills on the horizon
There's gold in them hills
There's gold in them hills
So don't lose faith
Give the world a chance to say...
A word or two, my friend
There's no telling how the day might end
And we'll never know until we see
That there's gold in them hills
There's gold in them hills
So don't lose heart
Give the day a chance to start
There's gold in them hills
There's gold in them hills
Coldplay
"...یک بینی هر شکلی که داشته باشد فقط یک بینی است. نمی تواند روح انسان را در خود جا دهد. هر چقدر بینی های ما بزرگ باشد٬ روح ما بسیار بزرگ تر است."
عطر سنبل٬ عطر کاج
فیروزه جزایری دوما
Talk show host
I want to, I want to be someone else or I'll explode
Floating upon the surface for
The birds, the birds, the birds
You want me, well fucking well come and find me
I'll be waiting with a gun and a pack of sandwiches
And nothing, nothing, nothing, nothing
You want me, well, come on and break the door down
You want me, fucking come on and break the door down
I'm ready, I'm ready, I'm ready, I'm ready, I'm ready...
Radiohead
بر او ببخشایید
بر او ببخشایید
بر او که گاه گاه
پیوند دردناک وجودش را
با آب های راکد
و حفره های خالی از یاد می برد
و ابلهانه می پندارد
که حق زیستن دارد
بر او ببخشایید
بر خشم بی تفاوت یک تصویر
که آرزوی دوردست تحرک
در دیدگان کاغذی اش آب می شود
بر او ببخشایید
بر او که در سراسر تابوتش
جریان سرخ ماه گذر دارد
وعطرهای منقلب شب
خواب هزار ساله ی اندامش را
آشفته می کند
بر او ببخشایید
بر او که از درون متلاشی ست
اما هنوز پوست چشمانش از تصور ذرات نور می سوزد
و گیسوان بیهده اش
نومیدوار از نفوذ نفس های عشق می لرزد
ای ساکنان سرزمین خوشبختی
ای همدمان پنجره های گشوده در باران
بر او ببخشایید
بر او ببخشایید
زیرا که مسحور است
زیرا که ریشه های هستی بار آور شما
در خاک های غربت او نقب می زند
و قلب زودباور او را
با ضربه های موذی حسرت
در کنج سینه اش متورم می سازد.
فروغ فرخ زاد
- من شما رو می شناسم؟
- ...
- ما با هم دوست بودیم؟ دوستای صمیمی؟
- ...
- فکر می کنم اشتباه گرفتید.
Something old, Something new, Something borrowed, Something blue
گفتم: تا کی باید ادای آدم های خوشحال رو در آورد و لبخند زد و وانمود کرد که همه چیز رو به راه و خوبه؟
گفت: یه خورده خوش بین باش!