من ، حافظ ، شب یلدا

 

مسلمانان مرا وقتی دلی بود

که با وی گفتمی گر مشکلی بود

 

به گردابی چو می­افتادم از غم

به تدبیرش امید ساحلی بود

 

دلی هم­درد و یاری مصلحت­بین

که استظهار هر اهل دلی بود

 

ز من ضایع شد اندر کوی جانان

چه دامن­گیر یارب منزلی بود

 

هنر بی­عیب حرمان نیست لیکن

ز من محروم ترکی سائلی بود

 

برین جان پریشان رحمت آرید

که وقتی کاردانی کاملی بود

 

مرا تا عشق تعلیم سخن کرد

حدیثم نکته­ی هر محفلی بود

 

مگو دیگر که حافظ نکته­دان است

که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

 

حافظ

درس: مقاله نویسی (Academic Writing Course)

عنوان مقاله: شخصیت­های متفاوت (Different Personalities)

 

 

استاد محترم، ما آدم­ها موجودات عجیب متفاوتی هستیم با شخصیت­­های متفاوت.

 

گاهی شادیم، گاهی غمگین. گاهی تلخیم، گاهی شیرین.

گاهی سردیم، گاهی گرم. گاهی دردیم، گاهی مرهم.

 

استاد گرامی، چرا می خواهید از رفتار گاه به گاه ما سر در بیاورید؟ لطفن ما را به حال خودمان رها کنید که حالمان بس خراب است.

 

با تشکر

یک دانشجوی بی­شخصیت

Coat

Sometimes I have wanted

To throw you off

Like a heavy coat.

 

Sometimes I have said

You would not let me

Breathe or move.

 

But now that I am free

To choose light clothes

Or none at all

 

I feel the cold

And all the time I think

How warm it used to be.

 

Viki Feaver