چه­قدر کیف دارد یک دوست قدیمی را در اوج غریبی و تنهایی ببینی... بلند بلند صدایش کنی... و بعد خودت را غرق کنی در آغوش گرمش!

 

کجا بودی رفیق؟ دل ما که پکید... یک چیزی از آن ته مها، از زیر آوار بود که گفت هدیه هدیه! می دانی رفیق؟ تو بهترین هدیه­ی دنیایی!