نقطه ته خط...
اینکه تنهام، اینکه خستهام و بریدم، نشونهی هیچ چیزی نیست. اینجا یه آدمه که کم آورده، خسته شده از نقطه بودن تو این دنیای بزرگ خندهدار. هرچهقدر هم سعی میکنه تا مداد لعنتی رو بیشتر فشار بده و از نقطه بودن در بیاد نمیشه که نمیشه. اینجا یه نفر خیلی خستهاس، خیلی تنهاست، یه جایی وسط زمین و آسمون گیر کرده. هیچ کسم انگار عین خیالش نیست. همه یادشون رفته که اینم یه روزی بود، میخواست باشه، میخواست نفس بکشه. مگه مهمه؟ اصلن مگه اهمیتی داره؟ هدیه پرسید شت یعنی چی؟ شت یعنی همین هدیه! شت، شت، شت...
+ نوشته شده در جمعه ۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت 14:59 توسط توت فرنگی های نه چندان وحشی
|