وقتی درد میکشی
کدئین لازم است
وقتی میزنی زیر قولت
پسگردنی لازم است
وقتی میافتی تو تریپ افسردگی
کاهو و سکنجبین لازم است
وقتی پر میشوی از حرفهای تکراری
دوش آب سرد لازم است
مرور میکنیم
دیروز و امروز و هر روزمان را
مرور میکنیم
آنچه را که دیدیم و شنیدیم
مرور میکنیم
آن لحظهای را که تلنگری بود شاید
برای من شدن، ما شدن و بیهم شدن...
آه گرما
دستم سوخت
آتش گرفت
بخار شد
پرید
در یک چشم
در یک نگاه
گرما، گرما، گرما
اینجا آسمان سینه پهلو کرده است
تابلو اعلانات نام تو را بر خود دارد
لبخند صورت آفتابیت از آن دورها هم پیداست
باید عادت کنیم انگار
باید عادت کنیم به نبودنت و نگاه ثابتت از گوشهی دیوار...
فکر
قاشق قاشق خیال
یک کاسه پر از حرف
نفس میخواهم!

